پیله ی تنیده

من همون پیله ی تنیده تو خودم که به عشق تو پروانه شدم


سلام:

 

نمی دونم چی باید بنویسم اما شاید واسه خیلی ها این اسم وبلاگم کمی عجیب وغریب به نظر بیاد ولی .......؟

می دونیدکه هرکسی واسه خودش یه حریم خصوصی داره...؟! که هیچکسی رو اونجا راه نمیده...؟!

یکی از اونا هم منم منی که سالهاست بااین پیله ی درون که خواسته یا ناخواسته اسیرم کرده درگیرم

                                                                                                                                                 پیله ای که تمومه زندگیم درونش جریان داره یه شهری واسه خودش شهری که آدماش ونگاهاشون کلادنیاش یه دنیای دیگست وتواون دنیا هیچکسی به اندازه ی معبودم که تنها کسی که همیشه به من ارامش ارامش میده....

                                                                                                                                                 بعضی وقتا اون قدر درگیرش می شم که اصلا نمی خوام از پیله ای که ساختم بیام بیرون آخه وقتی از اونجا حتی یه سرک کوچیک به اطرافم می زنم تمومه موج های منفی وافکار قرون وسطایی ومخصوصابی اعتقادی منواز اینی که هستم رها می کنه اره شاید این یه نوع بی اعتماد به نفسی باشه ولی هر چی که هست وقتی درونش قرار می گیرم خستگی هام رو می بره منو می رسونه به اوج احساسات و ترانه گفتن ومنوعاشق تراز اینی که هستم می کنه منمو این پیله ی تنیده ی درون ویه عالمه حس که توسینه حبس شده وکی حکمه اعدامش فرامی رسه نمی دونم کاش میشد که یکی منو حسمو این همه احساسات ودست به قلمم رو که هرشبانه روز بایه قلم که  مونس تنهایی هاشه ومی نویسه از دنیا از سرگذشته آدمایی که خودشون قصه ساز می شندوساده می رند. رهامی کرد اما امروز دیدم صورتی صورتی نسبت به همه چی حتی عشق نمی دونم اما همیشه هم یه عشق زمینی بدنیست...؟! میشه حتی از یه عشق زمینی به عشقی رسید که پایدارتر از هر عشقی تودنیاست  یکیش خودم  من عاشقم  یه عاشقی که آزادگی رو واسه عشقش به ارمغان میاره وزمینه ی رشدش رو فراهم می کنه عشقی که معشوقش رو اتصال میده به پایان ناپذیر ترین عشق ها منمو پیله ای تنیده توخودم..........

که به عشق توپروانه شدم.......

پیله ای که تو تموم ذهنش عشقی روپروش میده با اون زندگی می کنه واوج می گیره عشقی که تو تموم غمو شادی هاش شریکشه وهر لحظه وهر شب قبل خواب تمومه روزای با اون بودن رو مرور میکنه تا متوجه کارهایی که کرده باشه یعنی یک نوع مراقبه.

نمی خوام شعارداده باشم یاحرفایی که بوی نصیحت بده....؟ چون کوچیکتر وناقص تراز اونی هستم که عیب گیر باشم امااینارو مینویسم چون حالا دارم آ زادگی رو بایه دوست داشتن تجربه می کنم من عاشقم اره یه عاشقی که تمومه عشقش توهمون پیله ی درونی که ساخته ودنبال کسی می گرده که مطمئنه یه روزی یه جایی تو این کره ی خاکی البته دور از هر گونه بی اعتقادی وبی اعتمادی ظاهر میشه حرفاموجمع بندی می کنم ومیگم 

یاعلی......

نوشته شده توسط زری ابو(ستایش)

1390/5/24دوشنبه

نوشته شده در دوشنبه 1390/05/24ساعت 2:19 توسط ستایش |

عزیزم این منم همون که تو هنوز جدی نمیگیریش
یه عمره عزیزشی اما واسه یه روز جدی نمیگیریش
فکرای بد نکن هوش و حواستو نبر به حاشیه
آخه خودت بگو مگه به جز خودت عزیز من کیه
عزیزم از همیشه عاشق ترم کاش بمونی همیشه دور و برم
حسابمو از بقیه جدا کن تو هم منو عزیزم صدا کن
عزیزم از همیشه عاشق ترم
کاش بمونی همیشه دور و برم
حسابمو از بقیه جدا کن
تو هم منو عزیزم صدا کن
ازت نمیپرسم تورو برای من چی متفاوت کرد
نمی دونم شاید خدا تورو واسم انقد عزیزت کرد
ازت نمی پرسم تورو برای من چی متفاوت کرد
نمی دونم شاید خدا تورو واسم انقد عزیزت کرد
عزیزم از همیشه عاشق ترم
کاش بمونی همیشه دور و برم
حسابمو از بقیه جدا کن
تو هم منو عزیزم صدا کن


برچسب‌ها: متن آهنگ عزیزم مسعود امامی
نوشته شده در یکشنبه 1393/07/06ساعت 0:34 توسط ستایش |

اگه من عاشق دیوار بودم
ترک می‌خورد و یه پنجره میشد 
اگه غم چشام‌و آینه می‌دید
دلش درگیر این منظره میشد 

 

اگه تنهاییم‌و به شب می‌گفتم
همه شهرو برام بیدار می‌کرد 
اگه با کوه درددل می‌کردم
صدام‌و لااقل تکرار می‌کرد 

نشون میدی به من بی‌اعتنایی
تو رو می‌خوام ولی به چه بهایی!؟ 
شاید با مهربونی زیادم
خودم‌و اشتباه توضیح دادم! 

منم اون‌که میون شب تیره
نتونست هیچ‌کی نادیده‌م بگیره! 
همون‌که با نگاهش به تو فهموند
میشه مغرور بود اما نرنجوند! 

میرم جایی که گریه‌م بی‌صدا شه
فراموش کردنم آسون نباشه 
از این تقدیر می‌لرزه وجودم
من امتحانم‌و پس داده بودم 

مونا برزویی


برچسب‌ها: اگه من عاشق دیوار بودم
نوشته شده در پنجشنبه 1393/06/27ساعت 3:4 توسط ستایش |

دوستت دارم مثل رویا

با تو عزیزم زندگیم هست زیبا

دوستت دارم هرجا که هستی

با منی یا که دل بستی

تنهات نمی زاره این ترانه

همه ی این شعرا شده بهانه

انگاری قلبم اینجور اثر بخش بود

تو قلب پاکت اینا همش نقش بود

گناه قلبم یه عشق پاک

انگاری عشقم تو قلبت خاک

دوستت دارم با این ترانه

می شکنی قلب و با بهانه

حسم و بازم تو باز ندیدی

رو قلب و روحم آره خط کشیدی

دوستت دارم هر جا که باشی

دوستت دارم اگه نباشی

زندگیم بدون تو تمومه

این فرصتم برای تو حرومه

دوستت دارم گل قشنگم

با من نموندی می گی با تو یه رنگم

نخواستی یه عشق پا ک و ساده

بهونه هات بدجوری دستت کار داده

دوستت دارم...دوستت دارم...

" اگه بزاری بری شاید تو راحت و بیتفاوت نسبت به من باشی

اما بدون من تا لحظه ی مرگ با افتخار می گم دوستت دارم"

تقدیم به همه ی عاشقان ایران زمین

ای کاش هیچ روحی مشترک در یک بدن نبود...

17 ابان1387 جمعه 8:30شب

(ز.ابو)

 


برچسب‌ها: دوستت دارم مثل رویا
نوشته شده در دوشنبه 1393/06/17ساعت 2:54 توسط ستایش |

 

به این صندلی ها که نگاه کنی

متوجه میشی اوضاع دلم و بد نیستم

خوب هم نیستم

نمی دونم چمه،گیجم و هی دلم می خواد

ثابت روی یه چیزی مکث کنم

اسم این رو میزاری چی؟

دلت که گرفته باشد

شادترین آهنگ ها روضه خوانی می کنند

شلوغ ترین مکان ها تنهاییت را به رخت می کشند

و شادترین روزها برای تو غمگین ترینِ روزهاست

دلت که تنگ باشد نغض می شود همه قانون ها …

دلم تنگ است و دلتنگی برایم عالمی دارد

دلم محتاج دیروز و پریروز نیست دلم محتاج امروز است

امروزی که تو گم گشته ای در آن 

و من نالان و سرگردان نمی دانم کجا گم کرده ام خود را نمی دانم........

دلم هوای تو...هوای باران پودری شمال را کرده

باران که می بارد یاد تو می افتم تو و باران چقدر شبیه همین

با این توصیف که تو در غرور از کوهم مغرورتری

از تو ممنونم که مرا به گذشته به شهر و دیارم برگرداندی

دیگر داشتم خودم را هم از یاد می بردم هم شهری....

 

 


برچسب‌ها: هم شهری, باران پودری شمال, حرف دل
نوشته شده در یکشنبه 1393/05/05ساعت 18:13 توسط ستایش |

 


دلم باز امشب گرفته ؛ بیا تا کمی با تو صحبت کنم بیا تا دل کوچکم را خدایا ، فقط با تو قسمت کنم

 

گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا”
از سیه کاری رفتار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم
صاحب آن همه کردارِ بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم
نیستم خسته دل از کار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم
دائما در پی پندار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از گوهر ذکر تو ندارم بهره
غوطه ور مانده در افکار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا
نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند
گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا”
گفتم آینه شیطان شده بودم عمری
خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا”

از فرداشب شب قدر شب دلهای شکسته و قرار عاشقی شروع میشه

اسن شبا وقتی زلفتون رو به ریسمان آسمان گره می زنید یادتون به همه باشه

تو رو خدا برای همه دعا کنید

برای همه.یادتون نره دعای ما در حق هم میگیره

تو اوج دعا این بنده حقیر و محتاج به دعا هم یادتون نره

کافیتو اوج گریه یه نگاه به آسمون کنی و بگی همه ی اونایی که التماس دعا داشتن

اون وقت که منم دارم برای تو دعا می کنم

میبینی چقدر قشنگه....دعامون به هم برخورد می کنه و اجابت میشه

خیلیییییییییییییییییییییییییییی دعا گوتون هستم.دعاگوی همه ی ملت ایران تو حرم آقا امام رضا

شب قدرتون پر از آرزوهای قشنگ.پراز دلشکسته.حاجت روا

یاعلی.
گفتم خدا ز دست دل من رنجیده
من همان عبد گنهکار بدم ، گفت : “بیا”

 

هنوز آخرین جمله ی خدا تو گوشم زنگ می زند :
“از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است ؛ اگر گم شدی از این راه بیا …”
بلند شو ، از دلت شروع کن …
.
.
و پرواز را بیاموز ، زیرا باید روزی از خودت تا خدا پرواز کنی …

 


برچسب‌ها: شب دلهای شکسته, شب قدر, شب قرار عاشقی
نوشته شده در سه شنبه 1393/04/24ساعت 22:31 توسط ستایش |

شمع های روی کیک مدام به چشمانم چشمک می زنند،آدم ها برایم دست می زنند

برف های شادی به روی صورتم می ریزند،همه خوشحالند....غیر من....

پس چرا من نمی خندم...

خنده برلبانم خشکیده...

وقتی تمام لحظه ها بوی تو را دارد....

 

دیشب درست تا خود نیمه های شب خواب به چشمانم نمی آمد،همانند مرغ اسیری در قفس هی به این در و آن در می زدم اما دردم را درمانی نبود

دیشب بالشمم شاهد تمام اشک هایی بود که برای تو ریختم

مونس تنهایی و این اشک جز خدا کسی دیگر نبود

بغز امونم نمی داد...حالم خراب بود

دلم دنبال درد و دل می گشت...دلش می خواست ببینتت و بهت بگه چقدر دوست داره

چقدر براش مهمی تو...چقدر بعد تو روانی شده...

دیشب تموم حرف هام رو تو نوت بوک گوشی همراهم که همراه همیشگی شب های منه

برای کسی جز خود خدا ننوشتم

چون می دونستم اونی که درمون درد مو می دونه

دیشب باخودم فکر کردم،من کجا و عاشقی کجا؟

مگه میشه..منو عشقو عاشقی باهم نمیشه....

بعد تو تمام لحظه های باتو بودن را بو می کشم

چقدر سخت است انتظار....من از انتظار بیزارم.....

 


برچسب‌ها: تولدم مبارک, سخته بی تو
نوشته شده در شنبه 1393/03/24ساعت 6:2 توسط ستایش |

دوست داشتنی بودی....
دوست داشتنی بودی برام
چرا اینو نفهمیدی
چرا میون این همه 
نگاهموندزدیدی
هوایی که به قول تو پرشده از کثافتی....
1خرداد93 5شنبه ساعت7


برچسب‌ها: دوست داشتنی بودی
نوشته شده در شنبه 1393/03/03ساعت 21:14 توسط ستایش |

فکر نمی کردم تو رو از دست بدم...

فکر نمی کردم تو رو از دست بدم

اما تو خیلی زود پرات و بستی

تازه به عشق تو شدم یه مجنون

دیر شده بود،تو دل به من نبستی

از بچگی همبازی تو بودم

تو سختی ها تو شادی ها کنارت

مرحمی واسه ی دل شکستت

اما نشد حریف قلبم عشقت

چه تور فراموشت کنم بی وفا

با این همه عشق توی قلب مونده جا

نه نمیشه فراموشم نازنین

یاد توهو خاطره های شیرین

فکر نمی کردم تو رو از دست بدم

تازه جوونه کرده بود تو قلبم

احساس شور عشق و دیوونگی

تا این که قلب و برات هدیه کردم

دیر اومدم یا تو چه زود پر زدی

دلت با من بود یا که نارو زدی

فرصتی هم برای من نزاشتی

به خونه ی قلب رقیب پر زدی

بچه بودیم می گفتم اون با منه

نبض و دلم برای اون می زنه

می خواستم عاشقت بشم نازنین

رفتی برام نزاشتی عشقی همین

تا اومدم حس کنم دوست داشتنو

قلب و روحم جداشدش گفت برو

آبان 1387

دلم دلتنگ دیدار کسی بود

که دیداری میسر شد ولی کم

دلم گمگشده اش را یافت اما

همان گمگشته از دستم پرید و دل شده غم....

توسط(ز.ابو)


برچسب‌ها: فکر نمی کردم تو رو از دستبدم, از دست دادن, غم, جدایی, دست خودم نیست
نوشته شده در شنبه 1393/03/03ساعت 21:13 توسط ستایش |

عطر خاص...

هنوز خوب اون عطر خاص یادمه

که فرق می کرد با همه،بگو تو کجا هستی

هنوزم اون خاطرات با منه، قلب من می زنه

اما تو چشات و بستی و نمی گی دوباره

توی این روزا تو واسم همه دنیامی

تو رویامی

خاطرات از یادم نمی ره

"علی زارعی"

 

عشق احساسه...

عشق احساسه نه معادله بخوای حلش کنی میشه مبادله

این مبادله میشه مجادله هیچکی هیچی نگه حکم اینجا دله

هی دل من داره با دلت می دله بی هوا بی هواست

بی دلیل بی دله اون که می لرزه واست حسابی دله

هی دل من داره با دلت می دله

هی هی هی روانی تو عشق منی

 هی روانی که  هی قولت و می شکنی

دردسر سازو لجبازو دوست داشتنی

هی روانی تو عشق منی

"بنیامین بهادری"

 

هفته عشق...

کاشکی می رفتیم عزیزم منو تو یه گوشه باهم

تو یه کیف به روی  دوشت من یه کوله روی پشتم

برای یه هفته یک کم با تو زندگی می کردم

با تو زندگی.....

عزیزم بریزم همه زندگی مو توی کوله ی عشقم و

با تو توی این هوا که هوای تو کرده دلم.....

"بنیامین بهادری"

 

دست خودم نیست..

دیگه من دست خودم نیست تو شدی تموم دنیام

می خوام از تو رد شم اما باز میبینم تورو می خوام

چه کنم دست خودم نیست دستم از تو می نویسه

دست من نیست اگه چشمام بی تو می باره و خیسه

به خدا دست خودم نیست اما هرشب روبه رومی

تو شدی همه وجودم مثل اشکام ناتمومی

تو شدی تموم حرفام ریشه کردی تو وجودم

می دونم بی خبری تو ولی عاشقت می مونم

عاشقم دیوونه تو به خدا دست خودم نیست

آسمون دل خستم این روزا ابری ابریست

"فرهاد جواهر کلام"

 

هوای تو...

هوای تو داره دنیامو میگیره

من از این اتفاق تازه خوشحالم

نفس های منو عطر تو پر کرده

از این احساس بی اندازه خوشحالم

"فریدون آسرایی"

 

دل بیچاره...

باز یه روز دیگه می گذره بی تو توی اتاقم

آخه تو وقتی که نیستی خاطره هامون می یاد سراغم

دل بیچاره آروم نداره آخه دیگه تورو نداره

چقدر تو سردی دیوونه کردی دل منو چرا برنمی گردی

دلم می کوبه واسه روزای خوب گذشتمون بیا پیشم بمون

دیگه دارم بی تو دیوونه میشم دلم می خواد بیای بمونی پیشم

خیلی دلم تنگ شده واست بی زارم از تیک تیک ساعت

"حمید آداب"

 

ندارمت..

این سکوت و این هوا هو این اتاق

 شب به شب به خاطرم می یاردت

توی این خونه هنوزم یک نفر نمی خواد باور کنه نداردت

"مهدی یراحی"

 

بخند...

وقتی غصه می خوری دلم می گیره بدجوری بی تابه

وقتی میبینم یه قطره اشک تو چشمات چشام بی خوابه

دنبال تو هو همون عشق قدیممون دارم می گردم

تو که نیستی دل به اون خاطره های خوبمون میبندم

بخند تا همه دنیا رو من بخنده مسیر

غصه و غم نبودت رو رو من ببنده

بخند تا دنیای من قشنگ تر بشه

فاصله ی بین ما دوتا از این که هست کم تر بشه

می رسیم به آرزوهایی که کنار همدیگه ساختیم

ما تو اوج سختی های زندگیمون به هم دل باختیم

وقتی که میبینم تورو پیشم حتی یک لحظه

وقتی آرومی به هرچی دل خوشی دارم واسم می ارزه

"نیما علامه"

 

طعنه...

یه چیزی شبیه معجزه است داشتن دوباره ی تو

مثل یه خوابو خیال دوباره برگشتن تو

سرنوشت منه تنها با تو این جوری رغم خورد

دنبال مقصر نیستم فقط می خوام بگم بی تو داره سخت می گذره

دنبال مقصر نیستم  فقط بدون تو شبا خوابم نمی بره

واسه دیروزو واسه هرچی خاطره است با تو دلتنگم

نمی دونم،نمی دونم با چی می جنگم

هیج جا رازتو نگفتم،حتی با این که نموندی

دنبال مقصر نیستم،فقط می خوام بگم بی تو داره سخت می گذره

دنبال مقصر نیستم  فقط بدون تو شبا خوابم نمی بره

"نیما علامه"

 

یه جای دور....

یه جای دور یکی هنوز مثل قدیم برات میمیره

روزی هزار بار از نبودت گریه اش می گیره

تمام روز تمام شب به یاد خاطره های خوب

منتظر اومدنت نزدیکای غروب

منم اون که بی تو تنهام از غمت پردرد میشم

بی تو از همه دارم دل سرد میشم

چقدر انتظار روزی رو بکشم که برگردی

 به زندگی به این دنیا بعد تو هیچ حسی ندارم

همه ی رویاهامو به باد می سپارم

نمی دونی حال منو هر ثانیه بدتر میشن

دارم از آرزوهام دلسرد میشم

"نیما علامه،پویا سالکی"

 

احساس...

یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم

یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و بی خوابی

تو چشمات طرح خورشیده تو این شبای مردابی

تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه گم میشم

تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم

نمی دونم کجا بودم که فرداهامو گم کردم

که می سوزم که میمیرم اگر که ازتو برگردم

خودم  بودم که می خواستم همه دنیای من باشی

ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنهاشی

یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم

یک کم این حس و باور کن که بی وقفه دوست دارم...

یه احساسی بهت دارم شیبه عشق و دل بستن...

"نیما مسیحی"

 

احساس دل بستن...

دلم از حال خوبی که تو چشمات هست می ترسه

چشام از این نگاهی که بهم خیره است می ترسه

نزار احساس دل بستن به این دیوونه برگرده

ببین آرامش چشمات چقدر کم طاغتم کرده

منو بیرون نکش از من بزار سرگرم غم باشم

می خوام دور از همه دنیا توی حال خودم باشم

بفهم از حال و روز من دلم به عشق رازی نیستچ

تو عشق بازی می خوای اما واسم عشق بازی نیست

تو حالت خوبه و چشمت داره می گرده دنبالم

نزار سر واکنه بغضم نمی خوام خوب بشه حالم

برو آغوش چشمات و به سمت دیگه ای واکن

دل من راه خوبی نیست یه راه دیگه پیدا کن

"نیما مسیحا"

 

آخرین دیدار...

مطمئنم این آخرین دیدار نبود

تو همین دنیا تورو میبینم

خبری از تو به دستم می رسه

من به هر دوباره ای خوش بینم

هر شب از بالاترین نقطه شب

توی گرگ و میش گریه می کنم

مثل اون کسی که سوخحته با یه حرف

همه زندگیش گریه می کنم

هرجا هستی یه چراغ روشن کن

یا نجاتم بده از احساسم

یا که ردشو بهم طعنه بزن

شاید این جوری تورو بشناسم

حق داری ازم بترسی که فقط

بلدم معنی پاییز بدم

چشم بسته می تونم از نفسات

تو جمعیت تورو تشخیص بدم

حتی اسمتم نمی دونم چیه

تورو از چشات شناختم اون دفعه

کدوم پنجره اتاق تو انتظار هرثانیه اش مزخرفه..

"نیما علامه"

 

اولین لبخند...

حال خوبم با تو امروز تموم نمیشه

آرزوهای من سهم توهه همیشه

من می خوام تو این خیابونا

تو برف و بارونا فکر تو باشم

مثل لبخندت تو اولین عکسات

مثل خوشبختی تو روز دیدارت

مثل برق شوقت نگاه معنی دارت

"شهاب رمضان"

 

دنیارو با تو دوست دارم..

دنیارو با تو دوست دارم

حالو هواتودوست دارم

"شهاب رمضان"

 

بازم بتاب...

چند وقته تنهام غرقم تو دنیام

نبودت سخته عشقت و می خوام

تو مثل آتیشی گرم و زمستونی

تو منو می سازی تو اوج ویرونی

این زمستون بی تو بدجوری تنهام

بازم بتاب خورشید دنیام

این زمستون بی تو یخ زده اشکام

بی یاهوبرگرد گرماتو می خوام

بازم بتاب...

نیستی و تنهام تاریک دنیام

با خاطراتت می گذره روزام

از وقتی تورو رفتی ازم یه سایه مونده

سرمایه زمستون دنیا موسوزونده

یادش به خیر اون روزا اما گذشتن زود

تنهام نزار نزار تو سرما بمیرم..

"سیروان خسروی"

 

بی رحم...

دارم می سوزم از این حس

همین حسی که بی رحم

که من عاشق شدم اما

کسی این و نمی فهمه

تورویای منی شبهام خیال کردم که تو اونی

که می دونه چقدر تنهام

ولی بی خبر از منو احوال منی

باور نداری قسمت و تو فال منی

تو آسمون عشق مو تو ماه منی

هرجای دنیا هم باز باشی تو مال منی

بی تو با این دنیا برام سرده لحظه هاش

انگار صدای بغزم  می پیچیده صداش

مگه به جز یه عشق پاک من چیزی می خوام

حتی اگه بخواد می دم جونمم براش

کنارت بودم و هرگز ندیدی دردو ذدل هامو

ندیدی لحظه ی کندن از این وابستگی هامو

توکاری کردی با قلبم که هر لحظه پریشونم

 دارم می سوزم و اینجور نزن اتیش به این جونم

"علی اصحابی"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: کلکسیون احساس, 1خرداد93
نوشته شده در پنجشنبه 1393/03/01ساعت 6:54 توسط ستایش |


مهم این نیست که قشنگ باشی،قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یک نفر....


برچسب‌ها: نلسون ماندلا
نوشته شده در شنبه 1393/02/20ساعت 17:51 توسط ستایش |


امشب شب آرزوهاست

التماس مخصوص دارم دوستای عزیز

یادتون نره،سلامتی و ظهور آقا،شفای مریضا،حاجت دلای شکسته

یادتون نره یکی هست که یواشکی گریه می کنه حالا واسه هرچی

دعا کنید تا حاجت رواشید

دعاکردم دلش ترسش بریزه

به من نزدیک ترشه گرم تر شه

اردیبهشت93

شب آرزوها


برچسب‌ها: شب آرزوها, اردیبهشت93
نوشته شده در جمعه 1393/02/12ساعت 6:7 توسط ستایش |









7سین 93 با نیما علامه...

خواب دیدم منو دعوت کردی

نجاتم دادی منو از دلسردی

شنیدی التماس گریه هامو

تو دیدی مشکلات پیش پامو

من تنها شدمو از دنیا

دلگیرو نا امیدم اما

اومدم تاببینی خستگی مو

واکنی گره های زندگی مو

به چشم تا از تو معجزه نبینم نمیرم

من انقدر این جا به انتظار میشینم تا بمیرم

شاید نگاهی هم به من کنی حاجت بگیرم

وقتی که به ضریحت نزدیکم

می گیره دلم آروم کم کم

غریبم و تو تنها تکیه گامی

شنوای شکسته بی صدامی

باور کن تو فقط می تونی

بشی تسکینه گریه های خونی

شبیه کفتراتم زیر بارون

منو با دست خالی برنگردون

نیما علامه...

دقیقا چند سال پیش با اولین ترانه،با صدای این خواننده نسل جوان آشنا شدم

صدایی متفاوت،آرام،جذاب و گیرا...صدایی که با حسم، با من، با ترانه هاش حرف می زد

همه ی ما آدما از جنس صدا و از یه خواننده و سبک کارهاش لذت می بریم

منم از اون دسته آدم هایی هستم که مثل بقیه آدمها از سبک خوانندگی و جنس صدای نیما علامه

لذت می برم،خواننده ای که با جنس صدای بارونیش،من رو به یاد شهرم به یاد شمال می نداخت

مخصوصا تو هوای بهاری فروردین ماه و بوی بهارنارنج شیراز و شمال

تو این چند سال یکی از دغدغه های اصلیم این بود که از یه طریقی بتونم این خواننده رو به آدم های دیگه

معرفی کنم و تو فکر رایزنی هایی به مناسبت تولد امام رضا و خوندن ترانه زیبایی از این خواننده با احساس کشورمون بودم تا بتونم از ایشون یه مصاحبه خوبی بگیرم،آخه میون این همه خواننده نسل جدید که بعضی ها نمی دونم چه جوری  مجوز گرفتن،که به احتمال زیاد بند پ شون خیلی قوی،دقت کردین؟ اونقدر صداهای تکراری و تقلیدی زیاد شده

که همین دیروز صدای یکی از همین خواننده های نسل جدیدرو با یگانه اشتباه گرفته بودم

آخه من نمی فهمم،آقایون بالا دستی مامورین ارشاد،بابا درست،قبول داریم که باید به جوونا بها داد

اما دقت کردین،میون این همه صدای تقلیدی که بیشتری هاشونم با الکترونیکی کردن صدا،شدن خواننده

یا به قول دوستمون یه دست کت و شلوار شیک با پرورش اندام میشی خواننده

آخه باید یه تفاوتی بین صداها باشه یانه؟!

بقیه در ادامه مطلب...

برچسب‌ها: قصه 7 سین امسال, نیما علامه و هفت سین, نیما علامه و شبکه یک, من و تیترهام, نیما علامه و هفت سین امسال
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1392/12/29ساعت 6:10 توسط ستایش |





بهار فاطمی...


عید امسال، پر از بوی گل یاس شده ست/ و پر از خاطره گندم و دستاس شده ست

همه دشت، گواه‌اند که با بوی بهار/ عطر یک خانه آتش‌زده، احساس شده ست


بی بی سلام، فصل عزایت شروع شده ست


چینش سفره امسال تفاوت دارد/ سین هر سفره، سلامی است که بر یاس شده ست


روضه چادر خاکی همه جا پیچیده/ سیب‌ها طعم خوش اخلاص شده ست


جان گل‌های جهان، پیش‌کش یاسی که/ زخمی سیلی باد و ستم داس شده ست

 التماس دعا


برچسب‌ها: بهار فاطمی, هفت سین فاطمی, نوروز فاطمی
نوشته شده در پنجشنبه 1392/12/29ساعت 6:4 توسط ستایش |

 

تراژدی یک خبرنگار...

تموم آفیشای من شده تکراری و خسته

دلم دنبال یک سوژاست همونی که تو بن بسته

 

میون این همه آدم تو میشی سوژه ی عکسم

یه پرتره می گیرم از تو نمایی بسته و مبهم

 

17/12/92 شب یکشنبه ساعت11:30

زری ابو


برچسب‌ها: تراژدی یک خبرنگار, خبرنگارایسنا, سوژه یابی
نوشته شده در پنجشنبه 1392/12/29ساعت 5:34 توسط ستایش |


آخرين مطالب
» من همون پیله ی تنیده
» متن آهنگ عزیزم مسعود امامی
» اگه من عاشق دیوار بودم
» دوستت دارم مثل رویا...
» حکایت دل من...
» شب دلهای شکسته...
» تبریک بی تو....
» دوست داشتنی بودی....
» فکر نمی کردم تو رو از دست بدم...
» کلکسیون احساس...


 Design By : Pichak