پیله ی تنیده

من همون پیله ی تنیده تو خودم که به عشق تو پروانه شدم


سلام:

 

نمی دونم چی باید بنویسم اما شاید واسه خیلی ها این اسم وبلاگم کمی عجیب وغریب به نظر بیاد ولی .......؟

می دونیدکه هرکسی واسه خودش یه حریم خصوصی داره...؟! که هیچکسی رو اونجا راه نمیده...؟!

یکی از اونا هم منم منی که سالهاست بااین پیله ی درون که خواسته یا ناخواسته اسیرم کرده درگیرم

                                                                                                                                                 پیله ای که تمومه زندگیم درونش جریان داره یه شهری واسه خودش شهری که آدماش ونگاهاشون کلادنیاش یه دنیای دیگست وتواون دنیا هیچکسی به اندازه ی معبودم که تنها کسی که همیشه به من ارامش ارامش میده....

                                                                                                                                                 بعضی وقتا اون قدر درگیرش می شم که اصلا نمی خوام از پیله ای که ساختم بیام بیرون آخه وقتی از اونجا حتی یه سرک کوچیک به اطرافم می زنم تمومه موج های منفی وافکار قرون وسطایی ومخصوصابی اعتقادی منواز اینی که هستم رها می کنه اره شاید این یه نوع بی اعتماد به نفسی باشه ولی هر چی که هست وقتی درونش قرار می گیرم خستگی هام رو می بره منو می رسونه به اوج احساسات و ترانه گفتن ومنوعاشق تراز اینی که هستم می کنه منمو این پیله ی تنیده ی درون ویه عالمه حس که توسینه حبس شده وکی حکمه اعدامش فرامی رسه نمی دونم کاش میشد که یکی منو حسمو این همه احساسات ودست به قلمم رو که هرشبانه روز بایه قلم که  مونس تنهایی هاشه ومی نویسه از دنیا از سرگذشته آدمایی که خودشون قصه ساز می شندوساده می رند. رهامی کرد اما امروز دیدم صورتی صورتی نسبت به همه چی حتی عشق نمی دونم اما همیشه هم یه عشق زمینی بدنیست...؟! میشه حتی از یه عشق زمینی به عشقی رسید که پایدارتر از هر عشقی تودنیاست  یکیش خودم  من عاشقم  یه عاشقی که آزادگی رو واسه عشقش به ارمغان میاره وزمینه ی رشدش رو فراهم می کنه عشقی که معشوقش رو اتصال میده به پایان ناپذیر ترین عشق ها منمو پیله ای تنیده توخودم..........

که به عشق توپروانه شدم.......

پیله ای که تو تموم ذهنش عشقی روپروش میده با اون زندگی می کنه واوج می گیره عشقی که تو تموم غمو شادی هاش شریکشه وهر لحظه وهر شب قبل خواب تمومه روزای با اون بودن رو مرور میکنه تا متوجه کارهایی که کرده باشه یعنی یک نوع مراقبه.

نمی خوام شعارداده باشم یاحرفایی که بوی نصیحت بده....؟ چون کوچیکتر وناقص تراز اونی هستم که عیب گیر باشم امااینارو مینویسم چون حالا دارم آ زادگی رو بایه دوست داشتن تجربه می کنم من عاشقم اره یه عاشقی که تمومه عشقش توهمون پیله ی درونی که ساخته ودنبال کسی می گرده که مطمئنه یه روزی یه جایی تو این کره ی خاکی البته دور از هر گونه بی اعتقادی وبی اعتمادی ظاهر میشه حرفاموجمع بندی می کنم ومیگم 

یاعلی......

نوشته شده توسط زری ابو(ستایش)

1390/5/24دوشنبه

نوشته شده در دوشنبه 1390/05/24ساعت 2:19 توسط ستایش |

گروه هنر: بهادر زمانی، بازیگر نقش حضرت عباس(ع) در فیلم «رستاخیز» با بیان اینکه نمایش این اثر در حاشیه جشنواره رویش غیرمنتظره بود، عنوان کرد: بازی در این نقش پنجاه سال من را به جلو برد.

http://iqna.ir/fa/News/2895980

 


برچسب‌ها: بهادر زمانی, اکران «رستاخیز» در حاشیه جشنواره رویش غیرمنتظره بو
نوشته شده در چهارشنبه 1393/12/06ساعت 16:23 توسط ستایش |

از همین الان تا روز موعود برات تولدت رو جشن می گیرم

تولدت مبارک 

 

روز تولدت میشه

همه برات دست می زنند

همه تظاهر می کنند

که یک جوری عاشقتن

روز تولدت میشه

برات یه دنیا حرف دارم

نه می تونم پیام بدم

نه شاحه گل بیارم


برچسب‌ها: تولدت مبارک فروردینی من
نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 18:26 توسط ستایش |

این ساعت به انتظارت ایستاده است میبینی؟

 


برچسب‌ها: این ساعت به انتظار دیدارت ایستاده است میبینی
نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 18:21 توسط ستایش |

 

سلام

سلام به تو که نیستی و که نیستی....

صبح زیبای سرد و قشنگ بهاری... پشت میز کارم میشینم و برات می نویسم

برای تو که نیستی و اما یادت هست.. برای تو که دیگه خبری از ما نمیگیری و بی خبر می یای و بی خبر میری

می دونم سرت شلوغ... می دونم کارو بارت زیاده..

اما نمی گی یکی اینجا دلتنگ میشه...

نمی گی یکی هر روز کا رو بارش رو به امید شبی که تو رو ببینه درست انجام میده

می دونی قدر دلم تنگ شده برات

دلم هوای مازنداران..هوای شمال..هوای دریا رو کرده

دلم یه سفر..یه آرامش....یه ارامش بعد این همه کار و تلاش رو می خواد....

دلم برای تن صدای مردونت..برای خنده هات..برای حرف هات..برای غیرتت تنگ شده

دیشب داشتم به عکس ها..به فیلم ها.. به خودمون فکر می کردم

به حرف های تو..

به این که اصلا همین حرفات منو به تو پابند کرد

به این که چقدر دغدغه هامون مشترک..به دور شدن از افکار پوسیده جامعه..به دوری از تجمل

من این حرف ها رو از تو یاد گرفتم... یادت که نرفته

دیشب یاد آخرین حرفت افتادم..یاد اخلاق مشترک تو با مردهای شهرمون یاد تبخالی که تو آدت داری بکنی و یاد زخم های کنده شده قبل از خوب شدن

دیشب به تو..به حرفات..به این که آدم باید رو پای خودش وایسته و چرا نباید ما مثل کشورهای دیگه رو پای خودمون وایستیم فکر می کردم....

به اخلاق های خاص تو..به علاقه من به همین اخلاق ها

به شیطونی های پنهان و به شلختگی تو....

به این که من تو رو با تموم این شلختگی ها دوست دارم

نمی دونم الان کجایی و داری چی کار می کنی

اما می دونم امکان نداره که تو من و از حال و احوالت بی خبر بزاری

من تا اخرش پای تو می ایستم

فقط نزار دیگه این فاصله ها بیشتر شه

نمی دونم همش حس می کنم از دستم ناراحتی

چیزی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با من حرف بزن  تا بدانم از سر ضمیرت

 

نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 9:11 توسط ستایش |

یا هیشکی یا تو
میخوام نگاتو
از من نگیری اون خنده هاتو
این دل به جز تو عشقی نمیخواد
میخوام صداتو یا هیشکی یا تو
با هیشکی یا تو

یا هیشکی یا تو دارم هواتو
از تو میگیرم دردو غماتو
از من نگیری این خاطراتو
میخوام چشاتو یا هیشکی یا تو
با هیشکی یا تو

وقتی از من دوری تو
میبینم صبوری تو
کی دلش میاد آخه
بگه که مغروری تو
وقتی انقدر خوبی تو
وقتی میمیرم بی تو
قلبمی میکوبی تو
تو دلم محبوبی تو

یا هیشکی یا تو
میخوام نگاتو
از من نگیری اون خنده هاتو
این دل به جز تو عشقی نمیخواد
میخوام صداتو یا هیشکی یا تو
با هیشکی یا تو

یا هیشکی یا تو دارم هواتو
از تو میگیرم دردو غماتو
از من نگیری این خاطراتو
میخوام چشاتو یا هیشکی یا تو
با هیشکی یا تو


برچسب‌ها: یا هیشکی یا تو
نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 8:58 توسط ستایش |

باز دوباره فکر تو باز ادامه ی غمت

این درد یه عمره با منه ای کاش ندیده بودمت

عاشق باشی همینه حالت قلبت آرومه یک عذابه

حالت هم خوبه هم خرابه ، وای ..

یک لحظه حس گریه داری ، یک لحظه راحته خیالت

عاشق باشی همینه حالت ، وای ..

عاشق باشی دلت همیشه غرقه یک آشوبه که

برای قلبت حسش انقدر خوبه که ازش نمیشه بگذری

عاشق باشی عذاب عشقتم به جونت میخری

بره بمونه پای این یک باوری ، ازش نمیشه بگذری

عاشق باشی همینه حالت قلبت آرومه یک عذابه

حالت هم خوبه هم خرابه ، وای ..

یک لحظه حس گریه داری ، یک لحظه راحته خیالت

عاشق باشی همینه حالت ، وای ..



برچسب‌ها: عاشق
نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 8:57 توسط ستایش |

 

 

سلام...

نمی دونم برات چی بنویسم

اما می دونم که باید بنویسم

باید بنویسم از تو..از خودم..از روزهای دلتنگی..از روزهایی که بی تو به سر میشه وبه عقربه هایی که منتظرن تا برگردی

امروز شاید حرف زیادی نداشته باشم..اما دلم هوات رو کرده..هوات که میزنه به سرم..نمی تونم برات ننویسم..نمی تونم از حسم نگم..می دونی فرق ما باهم شاید درهمین باشه

اما من عاشق همین ادا و اطوارتم..عاشق همین رو ندادن های مردونه...عاشق همین یهویی دوست داشتن های ناغافل..عاشق ابراز یکهویی و هیجانی شدن قلب

می دونی..من اونقدر دوست دارم..اونقدر بهت وابسته و شرطی شدم که حتی..اگه تو هم یادت بره منو..من نمی تونم..شاید با خودت فکر کنی شعاری حرف می زنم یا دارم ادای آدم بزرگ هارو در می یارم..نه..

من..با توکل به خدا چیزی رو یاد گرفتم به نام تعهد به نام عشق...

به نام پیوند... من از مادر طعم نجابت..عشق..پایبند بودن رو یاد گرفتم که عاشقانه همه چیزش رو به پای عشقش ریخت...

خلی وقت ها دلم می خواد بهت بگم...من از این که تو دائم ساز مخالف می زنی ناراحت نمیشم..یعنی اگه هم بشم..سریع با خدای خودم تحلیلش می کنم تا اروم شم..خیلی دلم می خواد بهت بگم..آدمی می تونه راحت قید یکی رو بزنه که با هوس اومده باشه جلو..اصلا ادم های هوس بازن که دلشون دریچه ای به روی همه آدم هاست و تنوع طلبن و گرنه عاشق که مجنون که همون لیلی رو می خواست و بس...خیلی دلم می خواد بهت بگم..اختلاف سنی...مهم نیست..مهم این که تو..مهم این که من چه جوری به زندگی نگاه می کنیم..اصلا هدفمون..اشتراکمون..دردمون..مقصدمون چیه....

زندگی که مردی که اشکالی نداشته باشه یه جای کار می لنگه این رو مهدی فخیم زاده تو فیلم اذر شهدخت به دخترش می گه

فیلم میبینم..کتاب میخونم..اما ازشون برداشت هایی که دوست دارم رو در می یارم..خیانت نکردن مرد به زن..برعکسش..عشق..محبت..دوست داشتن زن به مرد..علاقه زن و شور و هیجان مرد....

زندگی آروم و ساده..اما با توکل و خدا.....

خیلی دلم می خواد خیلی چیزهارو برات بنویسم ..بنویسم ببین من تا آخرش پای تو وای می ایستم..تا ته تهش....

اما من تا آخرش باتوام.. اونقدر دوست دارم..اونقدر به عشق و ایمانم توکل دارم که مطمئنم بی جواب بر نمی گردم..

امکان نداره کسی با توکل درجا بزنه..خطا بره..من به خدای خودم و حسی که به من عطا کرده ایمان دارم

ببین من تا اخر پای تو ایستادم..

من از ت می خوام ..این حس رو دریابی....ببینی چه طور می تونی یه جهت و هم نواشی..آخه تو مستحق بهترین ها هستی...

بهترین هایی که تو واسم تحلیلشون کردی

 مدام از افعال معکوس و گذشته حرف می زنی....در حالیکه من تو اینده با تو.... سر می کنم....

نمی دونم مشکل کار از کجاست..ولی من تو رو با همین پیچیدگی ها..با همین سر سختی ها..با همین اخم های گره خورده..با همین بی محلی ها..با همین حس ناشناخته..با این دلهره...با این شلختگی ها دوست دارم

.برای من زندگی بازی نیست..شوخی نیست برام..خنده و دست انداختن نیست..بدون فریب نیست حسی که تو قلبم دارم....

نمی دونم....فقط می دونم که من تو این یه مورد با هیچ کس و هیچ چیزی شوخی نمی کنم

اونقدی که حاضرم تموم جونم و به پات بریزم

وقتی حرف از تو میشه..وقتی صحبت از مشکلات میشه..نمیشه ازت دفاع نکنم نمی تونم تا طرف رو قانع نکنم با هزار دلیل در مورد تو ذهنش رو بسته بزارم

نمی تونم ببینم سختی ها..تلخی ها..دورنگی ها...جامعه رو و باهات  هم زادپنداری نکنم

اما بدون من تا ته تهش پای تو ایستادم

مراقب خودت و سلامتیت باش....

 


برچسب‌ها: اکسییژن همیشگی متن من سلام
نوشته شده در جمعه 1393/12/01ساعت 10:50 توسط ستایش |

برام هیچ حسی شبیه تو نیست !  کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه .. همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه  ..  تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همینکه فکرمی برای من بسه

از این عادت با تو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو میکشه

یه وقتایی انقدر حالم بده که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من همه شهر میگرده دنبال تو


برچسب‌ها: برام هیچ حسی شبیه تو نیست
نوشته شده در جمعه 1393/12/01ساعت 10:6 توسط ستایش |

سلام...

سلامی دوباره..به تو..

به تو که نیستی و دلم برات یه ذره میشه

خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلامتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کارو بارت خوب پیش میره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دونم الان کجایی و داری چیکار می کنی

اما می دونم که سرت خیلی شلوغ...می دونم که روزهای هفتت رو برای به دست آوردن یک لقمه نون حلال...برای داشتن یه زندگی خوب... پر می کنی

می دونم زندگی کردن تو اون شهر پر از دود و دم خرج داره و تو تموم تلاشت رو می کنی تا خوب زندگی کنی.. تا خوب باشی....

این رو از خستگی چشمات تو شبایی که باید ببینمت می فهمم

این رو من حتی از راه دور حس می کنم

می دونستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونستی من بهع داشتن تو افتخار می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به داشتن مردی که تموم داراییم میشه،با نگاش..با اخماش..با تن صدای مردونش...با مهربونیش........باغرور و غیرتش....

می دونستی چقدر تو روزا ه و شبایی که نیستی....دلم هوات رو می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونستی وقتی نیستی...یادت هست.......وقتی نیستی...خاطرت..عکست...........منو تنها نمیزاره

بگذریم...............دلم برات تنگ شده.....برای دیدار رو در رو.......برای حرف زدن های نصفه و نیمه....برای تو

خیلی وقت ها دلم می خواد خیلییییییییی چیزها رو برات بنویسم........بنویسم..............می دونی چقدر نگرانتم؟؟؟

نگران غذایی که می خوری......نگران بی خوابی..........نگران حال و احوالت؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونستی چقدر دلم می خواد برات بنویسم.......چی بخوری.....چی نخوری.............آخه اصلا دوست ندارم مریض بشی......دوست ندارم حتی یه لحظه دردت رو ببینم

می دونستی دلم نمی خواد یه خار تو پات بره چه برسه اینکه مریض بشی؟؟؟؟؟؟

خیلی دلم می خواد برات بنویسم...............مراقب خودت باش.............دوست ندارم به خودت ضربه ای بزنی..............

دوست ندارم..........به خودت آزار برسونی.......می دونستی؟؟؟؟؟

می دونستی هر شب ..هر روز.....کارم شدهع برای تو.......دعا کردن.......می دونستی چقدر برام مهمی؟؟؟؟؟؟؟

اونقدر که نمی خوام دردت رو ببینم..............حاضرم تموم زندگیم رو بدم فقط تو آروم باش...

خیلی دلم می خواد باهم حرف بزنیم....خیلی دلم می خواد از گذشته ها......از دردهایی که  تو رو این جور نسبت به هر کسی بی اعتماد کرده بدونم

می دونم....می فهمم.........می دونم که چی تو قلبت می گذره.......

اگه حرفی نمی زنم....اگه مثل خودت سکوت می کنم....فکر نکنم بی خیالت شدم

فکر نکن جات رو یکی دیگه گرفته

من تا آخر عمرم پای تو ایستادم.......ببین.......من تو رو با تموم وجودم دوست دارم

می فهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من از تو ...از زخم هایی که عذابت میده.......از تموم ناراحتی هات باخبرم..............می دونم که چی کشی.......

می فهممت................می فهممت چون دوست دارم

خیلی دلم می خواد منو لایق بدونی....برام از هر چی که می دونی نیاز که بدونم بگو..........برام از چیزهایی بگو که بهتر بشناسمت.................

می دونی وقتی از خودت....از شناخت هر چه بیشتر حرف می زنی......چقدر دوست دارم.....چقدر دیوونه تر میشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونستی وقتی ازم چیزی می خوای چقدر احساس غرور می کنم.........می دونی چقدر برام مهمی؟

اونقدی که اگه بگی بمیر حاضرم تموم جونم و به پات بدم

می دونم....شاید فکر کنی..شعای حرف می زنم.....شاید درک این موضوع برات سخت باشه و فکر کنی همه اینا یه بازی بچگوننه است

اما من....تو رو آسون بدست نیاوردم............که بخوام آسون از دست بدم

می دونی چقدر دلم می خواد باهم حرف بزنیم.......سنگامون رو وا بکنیم و واسه آیندمون تصمیمی بگیریم.....می دونستی وقتی جدی میشی.....وقتی از خودت..از آینده برام می گی چقدر دوست داشتنی تر میشی....چقدر بهت بیشتر افتخار می کنم......................

می دونستی تو تنها کسی هستی که تونستی تو قلبم راه پیدا کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قبل تو....هر کسی اومد تا تو قلبم جاش اما نشد... چون دنیای من با هیچکسی جز تو رنگ نمی گیره

می دونی........مامان مریم.........همه آدما..مدام سربه سرم می زارن و باورشون نمیشه که یکی تونسته باشه

قلب منو بدست بیاره.....می دونی تو خیلی خوش شانس بودی که تونستی وارد قلبم بشی

می دونستی..من به تنها کسی که اعتماد کردم و تموم حسم و به پاش ریختم تو بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو که از منی...تو ..خود..خود..منی..می دونستی؟؟؟؟؟؟؟

مگه میشه..من...یه شمالی..یه همشهری....رو ببینم و حالم عوض نشه....

ازت ممنونم..تو منو به آرزوی دیرینم..به عشق...به خودت...به اصالت..به مازندران رسوندی....

چقدر دلم می خواد امسال تو هم عید رو مازندران باشی و ببینمت.........

چقدر دلم می خواد هر چه زودتر بیای..................

کجایی؟؟؟؟؟؟خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


برچسب‌ها: سلام به تو
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:38 توسط ستایش |

 

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2829239

 


برچسب‌ها: مجددی بیان کرد, مستند «مورد تأیید است» روایتی ارزشی را به‌نمایش می
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:29 توسط ستایش |

 

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2843087

 


برچسب‌ها: داوری فر عنوان کرد, «فیه ما فیه»؛ دریچه‌ای نو به جامعه روحانیت
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:28 توسط ستایش |

 

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2853847

 


برچسب‌ها: مسگرانی عنوان کرد, مسئولان عنایت ویژه‌‌ای به برگزاری جشنواره فجر در ا
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:26 توسط ستایش |

 

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2856208

 


برچسب‌ها: سرابی ابراز کرد, بلاتکلیفی هر ساله برای اجرایی‌‌شدن جشنواره فیلم فج
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:25 توسط ستایش |

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2856163

 


برچسب‌ها: عبدالحسین برزیده بیان کرد, «مزار شریف»؛ روایتی واقعی از قهرمان خراسانی
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:25 توسط ستایش |

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2843096

 


برچسب‌ها: رضا رویگردی, هنر ارزشی باید به صورت تکنیکی در بطن فیلم ظاهر شود
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:24 توسط ستایش |

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2857291

 


برچسب‌ها: حجت‌الله ایوبی خبر داد, فیلم «محمد, ص, » به‌زودی در مشهد اکران می‌شود
نوشته شده در دوشنبه 1393/11/27ساعت 17:23 توسط ستایش |

گروه هنر: خواننده موسیقی پاپ با اشاره به اینکه ۹۹ درصد موسیقی های جشنواره فجر عاشقانه است، بیان کرد: آثاری که در جشنواره فجر ارائه می‌شود با جشنواره مقاومت تفاوت های بساری دارد ولی هنوز نگاه ارزشی در جشنواره موسیقی فجر جا نیفتاده است.

شماره خبر : 2843088

http://www.iqna.ir/fa/province/News/2843088

زری ابو

 


برچسب‌ها: حامد محضرنیا عنوان کرد, خلأ ارزشی در موسیقی فجر, هنرباید تجلی دهنده انسان به معبود باشد
نوشته شده در شنبه 1393/11/25ساعت 20:14 توسط ستایش |

 

 

 

 

 

عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم
مطمئن باشم که از خوشی میمیرم
عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم
مطمئن باشم که تو میمونی پیشم

عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم
مطمئن باشم که از خوشی میمیرم
عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم
مطمئن باشم که تو میمونی پیشم

از صمیم قلبم با همه احساسم
پای موندم تا خودمو بشناسم
وقت دیدار تو زیر نور ماهه
ما دوتا خوشبختیم راه ما کوتاهه

عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم
مطمئن باشم که از خوشی میمیرم
عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم
مطمئن باشم که تو میمونی پیشم

تو ماه منی بتاب و بمون
دلم روشنه به آیندمون
به آرامشی تو رفتاره
دلم تا ابد گرفتارته

عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم
مطمئن باشم که از خوشی میمیرم
عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم
مطمئن باشم که تو میمونی پیشم

عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم
مطمئن باشم که تو میمونی پیشم


برچسب‌ها: عشق ینی
نوشته شده در شنبه 1393/11/25ساعت 9:13 توسط ستایش |

عاشقم بد جوری والا ولی باور ندارم

یا که باورم می شه ولی به روت نمیارم

منی که دست می گرفتم این و اون رو سر عشق

ببین حالا تو شب هام یک خوابه راحت ندارم

ببین حالا تو شب هام یک خوابه راحت ندارم

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی ، به تو عادت کردم

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم

چه شوخی شوخی ، به تو عادت کردم

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم

با اون همه ناز تو چشات ، یکی باید تو رو بخواد

یکی که عاشقت بشه ، دیوونه وار ، خیلی زیاد

کی قدر من تو رو می خواد ، که پا به پای تو میاد

همه می گن این عاشقی به ما دو تا ، خیلی میاد

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی ، به تو عادت کردم

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم
چه شوخی شوخی

چه شوخی شوخی
عاشقم ، عاشقم ، عاشقم بد جوری والا ولی باور ندارم

یا که باورم می شه ولی به روت نمیارم

منی که دست می گرفتم این و اون رو سر عشق

ببین حالا تو شب هام یک خوابه راحت ندارم

ببین حالا تو شب هام یک خوابه راحت ندارم

چه شوخی شوخی ، به تو عادت کردم

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم

چه شوخی شوخی ، به تو عادت کردم

چه شوخی شوخی ، تو رو باور کردم

چه شوخی شوخی ، تو شدی همه کسم

اگه پیشم نباشی ، بی تو می گیره نفسم


برچسب‌ها: شوخی شوخی عاشقت شدم
نوشته شده در شنبه 1393/11/25ساعت 9:8 توسط ستایش |


آخرين مطالب
» من همون پیله ی تنیده
» بهادر زمانی: اکران «رستاخیز» در حاشیه جشنواره رویش غیرمنتظره بود
» تولدت مبارک فروردینی من............
» این ساعت به انتظار دیدارت ایستاده است میبینی؟
» سلام.............
» یا هیشکی یا تو
» عاشق............
» اکسییژن همیشگی متن من سلام...
» برام هیچ حسی شبیه تو نیست......
» سلام به تو....................


 Design By : Pichak